Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

برای غلبه بر احساس ناامنی باید ریشه‌های آن را بیابیم

۹ تیر ۱۳۹۷
39 بار
بدون نظر


احساس عدم امنیت، یک ضعف شخصیتی نیست و بیش از آنکه یک مشکل روان‌شناختی محسوب شود، یک معضل اجتماعی است.

ریموند و ساندرا، دو کارمند برجسته با سوابق عالی و چشم‌انداز حرفه‌ای روشن بودند که پس از مشاجره‌ای طولانی، هر دو از شدت خستگی رو صندلی‌هایشان نشستند. آن‌ها می‌دانستند که چیزی اشتباه پیش می‌رود. رؤسای آن‌ها، همکاران و دوستانشان، درست به‌اندازه‌ی خود آن‌ها از این مشاجره متعجب بودند. چگونه و چرا، دو کارمند فوق‌العاده مستعد، بدون هیچ دلیل آشکاری، همه‌ی انرژی خود را در بحث‌های به‌ظاهر بی‌اهمیت از دست می‌دهند؟

اما پاسخ این سؤال سخت نیست: احساس عدم امنیت در محیط کار. ترس از اینکه ما آن‌قدر باهوش، ماهر و باصلاحیت نباشیم که دیگران انتظار دارند. ترس از اینکه به‌اندازه‌ی کافی خوب نباشیم، یا از توانایی‌های کافی برخوردار نباشیم. افکاری که ایده‌ها، تجربه‌ها و حتی احساسات ما را زیر سؤال می‌برد. ترس همیشگی از قضاوت شدن.

احساس ناامنی باعث می‌شود ما بیش‌ازحد به فاکتورهای خارجی نظیر تحسین، تشویق و ترفیع گرفتن وابسته باشیم. اما حتی پس از رسیدن به این اهداف نیز فقط مدت کوتاهی موفقیت را حس می‌کنیم. خیلی زود دوباره به فکر فرومی‌رویم؛ نگرانی می‌شویم و اعتمادبه‌نفسمان را از دست می‌دهیم.

Overcome Insecurity

احساس ناامنی مانع از این می‌شود که صدای خود را به گوش مدیران و همکاران برسانیم. به همین علت است که هرگز اختلاف‌نظر خود را با جمع بروز نمی‌دهیم و به‌طور متقابل هرگز به شرکای کاری خود مطمئن نیستیم. عدم امنیت در محیط کار، به نارضایتی شغلی و کاهش سطح مشارکت ما منجر می‌شود و خلاقیت و کارایی تیم را کاهش می‌دهد.

همه‌ی ما تابه‌حال همکارانی مثل ریموند و ساندرا را در محیط کارمان دیده‌ایم. اغلب ما، خودمان این شرایط را تجربه کرده‌ایم، شرایطی که ما را سردرگم، دلسرد و خسته کرده است. ما می‌دانیم که باید قوی‌تر شویم و به قضاوت دیگران کمتر اهمیت بدهیم. از طرف دیگر کارشناسان معتقدند نوع نگاه ما به «ناامنی» و روشی که برای مقابله با آن انتخاب می‌کنیم، ممکن است بخشی از مشکل باشند.

احساس عدم امنیت در کار، به‌عنوان یک نقطه‌ضعف شخصی، گاهی اوقات یکی از علائم سندرم ایمپاستر محسوب می‌شود. گاهی نیز به بلندپروازی و کار بیش‌ازحد نسبت داده می‌شود. اما درهرصورت، فرد احساس می‌کند که موفقیت او واقعی نیست و از تلاش و توانایی او حاصل نشده، بلکه محصول شرایط و اتفاقات مختلف است.

چنین اعتقاداتی ما را در روابطمان محتاط و مضطرب می‌کند (اگر دیگران من را درست می‌شناختند، دوستم نداشتند). به همین دلیل ناامنی انگیزه‌ای می‌شود بیشتر و بیشتر تلاش کنیم، چراکه فکر می‌کنیم از این طریق می‌توانیم خودمان را به دیگران اثبات کنیم. اما هر بار که به خاطر موفقیت‌هایمان مورد تشویق و تحسین قرار می‌گیریم، بلافاصله دچار تردید می‌شویم.

درحالی‌که این توصیفات نشانه‌ی آن است که ما واقعاً عدم امنیت را تجربه می‌کنیم، ولی درعین‌حال به یک «مشکل شخصی» نیز اشاره دارد که از سوابق و جاه‌طلبی، استعدادها و حساسیت‌های ما ناشی می‌شود. همان‌طور که تابه‌حال زیاد شنیده‌ایم، در چنین شرایطی کمک گرفتن از یک مربی یا مشاور می‌تواند به فرد کمک کند (توصیه‌های معمول: برای خودت حدومرز مشخص کن، مشکلات را از بالا نگاه کن)، ولی در این صورت تأکید می‌شود که عدم امنیت، معادل با شکست شخصی فرد است. واقعیت این است که ناامنی؛ یک مسئله اجتماعی با پیامدهای روان‌شناختی است، نه یک مسئله ذهنی با عواقب اجتماعی. در محل کار، ریشه‌های ناامنی اغلب در اطراف ما یافت می‌شود، نه در درون ما.

Overcome Insecurity

افراد غیرمطمئن و متزلزل، ساخته می‌شوند، نه اینکه با این ویژگی به دنیا آمده باشند. به‌عنوان‌مثال، فردی را تصور کنید که در سنین جوانی به موفقیت‌های فوق‌العاده‌ای دست‌یافته و حالا با مشکل عدم امنیت و تزلزل روبرو است. تصور کردن چنین فردی سخت نیست، چراکه اغلب شرکت‌های حال حاضر، چنین افرادی را استخدام می‌کنند یا پرورش می‌دهند. اگر تنها نتایجی که موردتوجه قرار می‌گیرد، نتایجی باشد که فردا به دست می‌آورید، اگر شما به همان اندازه ارزشمند باشید که مشتریان و همکاران قضاوت می‌کنند، در این صورت تبدیل‌شدن به یک کارمند موفق اما متزلزل، پروسه‌ی ناگزیری است. زیرا ما باید خودمان را با ایده آل‌های فرهنگی اطرافمان سازگار کنیم. برخی از این ایده آل‌ها سخت، و برخی از آن‌ها واقعاً مضر هستند.

برای مثال، تحقیقاتی که در مورد زنان و اقلیت‌ها در محیط کار صورت گرفته، به‌وضوح نشان می‌دهد که احساس عدم امنیت، بیشتر یک معضل اجتماعی است تا یک مشکل روانشناسی. درحالی‌که اعتمادبه‌نفس زنان به‌طور طبیعی مشابه با مردان است، ترکیبی از پیام‌های متضاد و بازخوردهای شخصی غلط (محکم باش اما بداخلاق نه، بیشتر مستدل و معتبر حرف بزن و احساساتی نشو)، آن‌ها را در شرایطی قرار می‌دهد که پیش‌بینی آن سخت نیست.

در چنین شرایطی رفتارهایی که از عدم اطمینان و امنیت ناشی می‌شوند، مانند کمتر صحبت کردن در جلسات کاری یا اجتناب از مباحثات، نشانگر روحیه‌ی حساس افراد نیست. این واکنش‌ها در واقعی پاسخی به تهدیدهای پنهان و راه‌حلی مناسب برای تطبیق (یا پذیرش) وضعیت نامطلوب و اشتباه فعلی است.

بنابراین تلقی کردن ناامنی به‌عنوان یک مشکل شخصی، به انتظاراتی منجر می‌شود که به‌نوبه‌ی خود، به افزایش ناامنی منجر می‌شوند: این وظیفه‌ی فرد نامطمئن است که ثبات بیشتری پیدا کند؛ وظیفه‌ی سازمان نیست که اوضاع را بهبود دهد. جای تعجب نیست که افراد نامطمئن، سخت‌تر کار می‌کنند و همیشه تنها هستند.

Overcome Insecurity

افرادی که از عدم امنیت و اطمینان رنج می‌برند، متمایل‌اند از دیگران جدا بمانند. همان استقلالی که ما را از قید «مورد تائید قرار گرفتن» رها می‌کند. این تمایل و رفتار، نکته‌ی بدی به نظر نمی‌رسد. لااقل تا زمانی که در طول زندگی متوجه می‌شویم برای اینکه انسان‌هایی سالم و مستقل باشیم، نیاز داریم که دیگران را دوست داشته باشیم. و این دقیقاً زمانی است که ما از روابط حمایتگر و مستحکمی برخوردار نیستیم. احساس تعلق، مهم‌ترین نیاز یک انسان مستقل است.

همه‌ی ما روابطی را تجربه کرده‌ایم که در آن آزادی داشته‌ایم، خودمان بوده‌ایم، می‌توانستیم افکار و احساسمان را بیان کنیم، دیده شویم بدون اینکه اصل رابطه به خطر بیفتد. اگر روابط محیط کار هم همین ویژگی را داشت، چه می‌شد؟

حتماً پاسخ را حدس زده‌اید: ناامنی و عدم اطمینان به یک وضعیت زودگذر تبدیل می‌شد، نه شرایط دائمی و مزمن. ممکن بود همه‌ی ما در برخی لحظات احساس سردرگمی و عدم اطمینان را تجربه کنیم، ولی محکوم نبودیم که تا ابد این فشار را تحمل‌کنیم. اینکه در محیط کار خود واقعی‌مان باشیم (با همه‌ی نقاط قوت و ضعفی که داریم) نه یک دستاورد است و نه یک امتیاز ویژه. بلکه هدیه‌ای است که دریافت می‌کنیم و به‌نوبه‌ی خود به دیگران تقدیم می‌کنیم.

بنابراین، واقعیت این است که احساس عدم اطمینان، نه یک نقص شخصی است و نه انگیزه‌بخش محسوب می‌شود. این معضل، یکی از عوارض جانبی فرهنگ محیط کاری است که در آن فردگرایی شایع است، روابط به‌عنوان یک وسیله و بر اساس سودمندی تعریف می‌شود و قضاوت، عادتی همیشگی است. راه‌حل این شرایط، محدود کردن مرزهای شخصی نیست. ما برای غلبه بر عدم امنیت، باید به‌جای متمرکز شدن روی کار دیگران، بیشتر مراقب همدیگر باشیم.


مایکروسافت وجود سرفیس فون را در ایمیلی محرمانه‌ تأیید کرد

۹ تیر ۱۳۹۷
39 بار
بدون نظر


پس از گمانه‌زنی‌های بسیار، گویا رؤیای سرفیس‌فون چندان دور از واقعیت نیست؛ چرا که مایکروسافت جزئیات این دستگاه را در ایمیلی محرمانه فاش کرده است.

این موضوع بر هیچ‌کس پوشیده که سیاست‌های غلط مایکروسافت در حوزه‌ی موبایل باعث شکست آن‌ها شد. کاربران وفادار گوشی‌های ویندوزی از ابتدا با مشکلات این سیستم‌عامل مواجه بودند و هر بار با وعده‌ی رفع مشکلات در نسخه‌ی بعدی، خود را به ماندن در این پلتفرم راضی کردند. با این حال ویندوز ۱۰ موبایل ابداً آن چیزی نبود که طرفداران انتظارش را داشتند. از آن زمان تا کنون، بسیاری از وب‌سایت‌ها و افراد مشهور حوزه‌ی تکنولوژی از دستگاهی با اسم رمز اندرومدا سخن می‌گویند که با هدف برداشتنِ مرزِ بین رایانه‌های شخصی با گوشی‌های هوشمند از راه خواهد رسید.

گزارش‌های پی‌درپی و پتنت‌هایی که ردموندی‌ها ثبت می‌کردند، همگی از دستگاهی خبر می‌دادند که از دو صفحه‌نمایش بهره می‌برد. حال طبق اطلاعات جدید منتشرشده، گویا این دستگاه به‌گونه‌ای طراحی شده است که برای جا‌به‌جایی مناسب باشد؛ بنابراین علاوه‌بر وزن کم، باید انتظار طراحی جمع‌و‌جوری را از سرفیس‌فون احتمالی داشته باشیم. مایکروسافت از پروژه‌ی اندرومدا به‌عنوان محصولی یاد می‌کند که دسته‌بندی جدیدی را در بازار ایجاد خواهد کرد؛ درست مانند آنچه که در تبلت‌های سرفیس شاهد بودیم؛ دستگاه‌هایی که توانستند مرزِ بین رایانه‌ و تبلت را از میان بردارند.

سرفیس فون

در ایمیلی که مایکروسافت به‌صورت محرمانه برای کارمندان داخلی خود ارسال کرده، از پروژه‌ی اندرومدا بدین شکل یاد شده است:

[پروژه‌ی اندرومدا] دستگاه قابل‌حمل جدیدی از خانواده‌ی سرفیس است که سخت‌افزار و تجربه‌ی نرم‌افزاری جدیدی را برای خلق تجربه‌ی مفید از رایانش شخصی و متنوع، گرد هم می‌آورد.

مایکروسافت تاکنون به‌صورت رسمی هیچ‌گونه اظهار نظری درباره‌ی پروژه‌ی اندرومدا انجام نداده است.

مقاله‌های مرتبط:

شش سال پیش، مایکروسافت از سرفیس RT و سرفیس پرو رونمایی کرد؛ دستگاه‌هایی که به‌ عقیده‌ی آن‌ها، به‌گونه‌ای طراحی شده‌ بودند که فصلی جدید را در رایانش شخصی رقم بزنند و فاصله‌ی بین تبلت و رایانه شخصی را از میان بردارند. خوشبختانه سرفیس پرو توانست در این راه موفق شود؛ محصولی که نه‌تنها دسته‌بندی جدیدی را در بازار ایجاد کرد؛ بلکه شرکت‌های بزرگی چون اپل را نیز بر آن داشت تا با پیروی از راهکار آن‌ها، به تولید محصولات ۲ در ۱ بپردازند. حال پروژه‌ی اندرومدا چالش جدید مایکروسافت است تا به‌وسیله‌ی آن، همین‌ کار را با حوزه‌ی موبایل و رایانه‌ی شخصی انجام دهند.

فعلاً این دستگاه به‌صورت محرمانه درون مایکروسافت توسعه می‌یابد؛ اما با توجه به اطلاعاتی که تاکنون به‌دست آورده‌ایم، سرفیس فون از لولایی بهره می‌برد که صفحه‌نمایش دوگانه آن را به یکدیگر متصل می‌کند. ردموندی‌ها علاوه‌بر مورد فوق، قصد استفاده از قلم هوشمند را نیز دارند. غول نرم‌افزاری دنیا قصد دارد با طراحی منحصر به فرد و ویژگی‌های قلم‌محور، دستگاهی را در اختیار مصرف‌کنندگان قرار دهد که به‌مانند یک دفترچه‌ی دیجیتال برای یادداشت برداری استفاده شود.

پیش‌تر، منابع نزدیک به مایکروسافت معتقد بودند که احتمال لغو این پروژه در هر زمانی وجود دارد. ردموندی‌ها قبلاً هم دستگاهی را توسعه داده بودند که تجربه‌ی یک دفترچه‌ی دیجیتال را برای کاربران به ارمغان می‌آورد؛ اما پروژه‌ی مربوط به این دستگاه، درست چند هفته قبل از عرضه‌ی عمومی لغو شد. پانوس پانای، رهبر بخش سرفیس، از این دستگاه که «سرفیس مینی» نام داشته، به عنوان محصولی «عالی» یاد کرده است.

حال مایکروسافت پروژه‌ی اندرومدا را در دست دارد و آن را به چشم پاسخی در قبال شکست خود با دستگاه‌های ویندوزفونی می‌بیند. در اسناد داخلی مایکروسافت، چنین آمده است که به‌واسطه‌ی این پروژه، مرز بین موبایل و رایانش ایستا برداشته خواهد شد. انتظار می‌رود که امسال، محصول نهایی مایکروسافت در کنار دستگاه‌های مشابه که توسط شرکای آن‌ها ساخته شده‌اند، رونمایی شوند. تاکنون تنها از این موضوع خبر داریم که اینتل، ایسوس و لنوو در حال کار روی دستگاهی با صفحه‌نمایش دوگانه هستند که برای عرضه در اواخر سال جاری در نظر گرفته شده‌اند.


نیسان GTR 50 با طراحی ایتال دیزاین، معرفی شد

۹ تیر ۱۳۹۷
43 بار
بدون نظر


شرکت ایتال دیزاین از پروژه‌ی جدید خود، بر اساس نیسان GT-R  و با کد GT-R50 رونمایی کرد.

نیسان GT-R50 مدلی است که به مناسبت پنجاهمین سالگرد تولید GT-R و توسط شرکت ایتال دیزاین طراحی  شده است. ایتال دیزاین GT-R50 را یک نیسان GT-R بدون محدودیت و بسیار سریع می‌داند. در بخش ظاهری این خودرو اولین چیزی که جلب توجه می‌کند رنگ خاکستری به همراه خطوط طلایی است که تضاد زیبایی با یکدیگر دارند و نمای چشم نوازی ایجاد کرده‌اند. این خودرو بر اساس مدل ۲۰۱۹ نیسمو ساخته شده‌ است و از اصلی‌ترین مشخصات آن باید به کاپوت متفاوت، حاشیه طلایی رنگ پنجره‌ها و سقف کوتاه‌تر در مقایسه با GT-R عادی اشاره کرد. سقف این خودرو دارای ۵۴ میلی‌متر ارتفاع کمتر  است که سبب شده نمای آن اسپرت‌تر باشد.

nissan gtr 5 italdesign

کاهش ارتفاع در این خودرو سبب کاهش نقطه‌ی سقل شده‌ است. همچنین باید به چراغ‌های LED و باله‌ی عقب بزرگ این خودرو اشاره کنیم که این باله‌ی عقب برای تولید نیروی رو به پایین طراحی شده و قابل تنظیم است. در انتها نیز رینگ‌های ۲۱ اینچی بر روی این مدل نصب شده‌اند. در داخل کابین نیسان GT-R50، دو نوع فیبر کربن در بخش‌های کابین به چشم می‌خورند. اکثر بخش‌های کابین این خودرو همانند داشبورد، کنسول و رودری‌ها از جنس فیبر کربن هستند. ضمن اینکه از رنگ طلایی بر روی اهرم تعویض دنده و در حاشیه‌ی نشان دهنده‌ها استفاده شده است. صندلی‌های این خودرو نیز با چرم مشکی ایتالیایی پوشانده شده‌اند که کیفیت بسیار بالایی دارند.

nissan gtr 5 italdesign

اما به بخش پیشرانه می‌رسیم، جایی که همچنان شاهد فعالیت پیشرانه‌ی V8 با حجم ۳.۸ لیتری به همراه توربوشارژر هستیم. البته قدرت پیشرانه‌ی این خودرو به ۷۱۰ اسب بخار و گشتاور آن به ۷۸۰ نیوتون متر افزایش یافته است که این افزایش قدرت به لطف استفاده از توربوشارژر‌های بزرگ‌تر، میل سوپاپ‌های مسابقه‌ای، پیستون‌های تقویت شده و دسته‌ شاتون‌های ارتقا یافته به دست آمده است. انتقال نیرو نیز توسط یک جعبه دنده‌ی شش دنده‌ی دوبل کلاچ انجام می‌شود که این جعبه دنده برای تقسیم وزن بهتر در بخش عقبی خودرو نصب شده است. همچنین دیفرانسل‌‌ها نیز برای همخوانی با مشخصات جدید تغییر یافته و ارتقا پیدا کرده‌اند.

nissan gtr 5 italdesign

ایتال دیزاین سیستم تعلیق GT-R50 را ارتقا داده و از کمک فنر‌های قابل تنظیم بلستین استفاده کرده است. برای مهار کردن این گودزیلای ژاپنی نیز از ترمز‌های دیسکی در هر چهار چرخ‌ استفاده شده است که دارای شش پیستون در جلو و چهار پیستون در عقب است. مدل نهایی نیسان GT-R50 قرار است ماه آینده در اروپا به طور رسمی رونمایی شود.


لزوم تحول ذهنیت در کنار تحولات سیاست‌های کسب‌وکار

۹ تیر ۱۳۹۷
46 بار
بدون نظر


رهبران و مدیران بدون تغییر ذهنیت و افکار قدیمی و ثابت خود، در اجرای استراتژی‌های دنیای مدرن کسب‌وکار با شکست مواجه می‌شوند.

تونی شوارتز نویسنده و ژورنالیست مشهور آمریکایی اخیراً در یک کنفرانس از ۱۰۰ مدیرعامل پرسید که چند نفر از آنان در حال حاضر تحولی را در کسب‌وکار خود تجربه می‌کنند. در پاسخ تقریبا ًهمه‌ی مدیران دست خود را بالا بردند، که البته موضوع عجیبی نبود. مطالعات گروه مشاوره بوستون نشان می‌دهد که تقریباً ۸۵ درصد از کسب‌وکارهای طی یک دهه‌ی اخیر تحولاتی را پشت سر گذاشته‌اند. به‌علاوه همین تحقیق نشان می‌داد که ۷۵ درصد از این تحولات، عملکرد کوتاه‌مدت یا بلندمدت شرکت‌ها را بهبود داده‌اند.

پس چرا زمانی که از «تحول» صحبت می‌کنیم، پدیده‌ی بسیار دشواری به نظر می‌رسد؟

در میان تمام توضیحات بالقوه، نکته‌ای وجود دارد که گرچه غالباً مورد غفلت قرار می‌گیرد، ولی مهم‌ترین دلیل واقعی جریان نامطلوب تحولات است: ما در درونمان ترس‌های نامرئی و ناامنی‌هایی را تجربه می‌کنیم که ما را به رفتارهای خاصی وادار می‌کنند، هرچند می‌دانیم که این رفتارها منطقی نیست. ضمن اینکه باید اضطراب ناشی از تغییر را، که تقریباً در نهاد همه‌ی انسان‌ها وجود دارد، به این احساسات اضافه کنیم. بااین‌حال زمانی که سازمان‌ها به استقبال تحولات جدیدی می‌روند، همه‌ی بودجه‌ی خود را صرف طراحی استراتژی و پروسه‌های اجرایی می‌کنند و هیچ توجهی به احساسات و افکار پرسنل خود ندارند. اما مقاومت ذهنی، مخصوصاً زمانی که ناخودآگاه، نامرئی و ناشناخته است، می‌تواند بهترین استراتژی‌ها را نیز از مسیر اصلی منحرف و به سمت شکست هدایت کند.

business transformation

تحولات کسب‌وکار معمولاً پیرامون عناصر ساختاری جدیدی نظیر سیاست‌ها، فرآیندها، امکانات و تکنولوژی ایجاد می‌شود. بعضی از شرکت‌ها روی رفتار هم تمرکز می‌کنند: آن‌ها خط‌مشی‌های جدیدی را تعریف می‌کنند، مهارت‌های جدیدی را آموزش می‌دهند و نتایج جدیدی را از کارمندان انتظار دارند.

آنچه که اکثر سازمان‌ها معمولاً نادیده می‌گیرند، تغییرات داخلی است. اینکه کارمندان چه فکر می‌کنند و چه احساسی دارند، که خود ناشی از اعمال استراتژی‌های جدیدی در زندگی آن‌ها است. این نقطه جایی است که مقاومت ذهنی به حداکثر می‌رسد، چراکه شناخت ذهنی افراد در قالب باورهای ثابت، مفروضات عمیق و نقاط کور محدود می‌شود و احساس ترس و ناامنی را ساتع می‌کند. همان‌طور که می‌بینیم؛ همه‌ی این پیامدها ناشی از ذهنیت ما  است، ذهنیتی که به‌نوبه‌ی خود بازتاب‌دهنده‌ی دید ما نسبت به جهان اطراف، اعتقاداتمان و همچنین احساسی است که از این تغییرات در ما به وجود می‌آید.

درنتیجه تحول یک کسب‌وکار، به متحول‌شدن افراد نیز بستگی دارد و از رهبران ارشد و اینفلوئنسرها شروع می‌شود. اما درصد کمی از این افراد برای درک انگیزه‌های خود، کنار گذاشتن پیش‌فرض‌های قدیمی و فراتر رفتن از منطقه راحتی فکری و عاطفی خود وقت می‌گذارند. نتیجه، چیزی است که روانشناسان، لیزا لاهی و رابرت کگان، آن را «مصونیت از تغییر» می‌خوانند.

بررسی تأثیرات قدرت ذهنیت از دو دهه‌ی پیش آغاز شد، یعنی زمانی که محققان به این نتیجه رسیدند که فراهم کردن امکانات درون‌سازمانی، برای استراحت و تجدید انرژی کارمندان ضروری است و نقش زیادی در بازدهی و عملکرد عالی آن‌ها دارد. شواهدی که محققان در کارگاه‌های آموزشی، به مدیران شرکت‌ها نشان دادند، چه به لحاظ منطقی و چه به لحاظ شهودی کاملاً متقاعدکننده بود. شرکت‌کنندگان در جلسه، یاد گرفتند که چگونه با استراتژی‌های ساده، می‌توانند تجدد و نوگرایی را به سازمان و زندگی حرفه‌ای خود ببرند.

بااین‌حال بیشتر این افراد زمانی که به محیط کار خود برگشتند، موفق نشدند رفتار خود را نسبت به گذشته تغییر دهند. آن‌ها همچنان ساعت‌های طولانی و مداوم کار را معادل با موفقیت می‌دانستند. آن‌ها اصل مهمی را در نظر نمی‌گرفتند: اینکه تغییر به زمان نیاز دارد. درنتیجه احساس می‌کردند مشکلات ناشی از کم‌کاری آن‌ها است. حتی زمانی که سازمان‌ها اتاق‌های مخصوصی را به استراحت کارکنان اختصاص دادند، از این اتاق‌ها زیاد استفاده نمی‌شد. کارمندان باور داشتند که اگر استراحت کنند، وظایفشان ناتمام می‌ماند. نکته‌ی مهم‌تر اینکه آن‌ها از شکست و ناکامی می‌ترسیدند. درنهایت اکثر سازمان‌ها، به عادت‌های قدیمی خود برگشتند.mindset transformation

تونی شوارتز اخیراً با تیم ارشد یک شرکت بزرگ تولیدکننده محصولات مصرفی کار کرد. این شرکت از طرف رقبای کوچک، چابک و آنلاین خود که خدمات را مستقیماً به مصرف‌کنندگان می‌فروختند، به‌شدت متضرر شده بود. در نگاه اول، به نظر می‌رسید این تیم بسیار متمرکز، هماهنگ و متعهد به استراتژی چندجانبه‌ی جدید دیجیتال شرکت است. اما هنگامی‌که شوارتز و همکارانش ارتباط نزدیک‌تری با آن‌ها برقرار کردند، متوجه شدند که چندین باور بنیادین در ذهنیت تیم وجود دارد، نظیر: «اهمیت همه‌ی کارهایی که انجام می‌دهیم یکسان است»، «بیشتر یعنی بهتر»، «یا باید کاری را کامل و بی‌نقص انجام دهیم یا اصلاً انجام ندهیم» و درنهایت آن‌ها همه‌ی این باورها را در یک جمله خلاصه کرده بودند: «اگر با تمام توان به‌سختی کار نکنیم و همه‌ی جزئیات را در نظر نداشته باشیم، حتماً شکست می‌خوریم.»

جای تعجب نبود که رهبران تیم‌ها احساس می‌کردند وظایف بی‌پایانی به عهده‌دارند. آن‌ها در مدیریت ابتکارات تازه با چالش مواجه بودند و به‌شدت احساس خستگی می‌کردند. شواررتز و همکارانش باید برای هریک از این مشکلات، ره حلی پیدا می‌کردند.

یکی از موفق‌ترین پیشنهادات این بود که رهبران، سه اولویت اول خود را تعریف کنند. در مرحله بعد نیز آن‌ها باید تقویم خود را بررسی می‌کردند تا بفهمند آیا از زمان خود به‌طور بهینه استفاده می‌کنند (ازجمله زمانی که به تحولات جدید اختصاص داده‌اند). این پروسه باعث شد آن‌ها آگاهانه‌تر بررسی کنند که چرا باحالت تدافعی کار می‌کنند.

اقدام بعدی، راه‌اندازی یک سایت آنلاین بود که رهبران میزان پیشرفت خود را در زمینه‌ی اولویت‌های برتر، در آن به اشتراک می‌گذاشتند. به‌علاوه آن‌ها موافقت کرده بودند که احساس مقاومت درونی‌شان در برابر تغییرات و نحوه‌ی مدیریت این احساسات را نیز منتشر کنند. نتایج جالب این تست‌ها، حاکی از پیشرفت مداوم تیم بود. افراد احساس آزادی و راحتی بیشتری می‌کردند و بر ترس‌های خود فائق شده بودند.

ذهنیت ما تحت تأثیر فاکتورهای متعددی شکل می‌گیرد که بسیاری از آن‌ها، ریشه در سال‌های کودکی ما دارند. با گذشت زمان، ما موفقیت خودمان را منوط به تصدیق دیگران میدانیم و از طرفی، به دنبال شواهدی هستیم که باورهای ما را تائید می‌کنند. ما چه به لحاظ ژنتیکی و چه غریزی، احساس امنیت را در اولویت قرار می‌دهیم و از ریسک‌پذیری بیش‌ازحد، اجتناب می‌کنیم. ما به‌جای استفاده از قابلیت‌ها و توانایی‌هایمان، به‌جای تفکر سازنده و ارزیابی فرصت‌های جدید، از کورتکس جلوی مغزمان استفاده می‌کنیم تا انتخاب‌های احساسی خودمان را توجیه منطقی کنیم.

mindset transformation

با آگاهی از این علل متوجه می‌شویم چرا مؤثرترین تحول، با ذهنیات و مفروضات درونی کارمندان – و به‌ویژه رهبران ارشد، آغاز می‌شود. مهم‌ترین چالش آن‌ها این است که ابتدا به خودشان توجه کنند و الگوهای ثابت فکری خود را ببینند. آن‌ها باید احساسات خود را در هرلحظه ارزیابی کنند و متوجه باشند که چگونه غریزه‌ی «محافظت از خویشتن»، عقلانیت و چشم‌انداز بلندمدت آن‌ها را کنار می‌زند، به‌ویژه هنگامی‌که با ریسک‌های بزرگ مواجه هستند.

رهبران تأثیر بسیار زیادی روی ذهنیت جمعی (یعنی فرهنگ‌سازمانی) دارند. هنگامی‌که آن‌ها شیوه‌ی تفکر و احساس خود را تغییر می‌دهند، می‌توانند سیستم رفتاری جدیدی را دنبال کنند و معاشرت‌های مناسب‌تر و متقاعدکننده‌تری با دیگران داشته باشند. حتی کارکنانی که به‌شدت در برابر تغییرات مقاومت نشان می‌دهند نیز از رهبران خود الگو می‌گیرند، زیرا اغلب کارمندان ترجیح می‌دهند با دیگر اعضای تیم و سازمان هماهنگ شوند و مشابه با اکثریت رفتار کنند.

درنهایت، تحول شخصی به شجاعت نیاز دارد. شما باید از منطقه‌ی امن خود خارج شوید و سختی‌ها را بدون واکنش‌های افراطی، تاب بیاورید. یکی از مؤثرترین ابزارهایی که تونی شوارتز پیشنهاد می‌کند، مجموعه‌ای از سؤالات محرک است که رهبران و تیم‌ها باید به آن‌ها پاسخ بدهند:

  • «من چه چیزی را در نظر نگرفته‌ام؟»
  • «چه گزینه‌ی دیگری درست است؟»
  • «من در این شرایط چه مسئولیتی دارم؟»
  • «دیدگاه من چگونه تحت تأثیر ترس‌هایم قرار می‌گیرد؟»

تردیدی نیست که استراتژی، مهم‌ترین پایه‌ی تحولات مدرن است. اما اجرای موفقیت‌آمیز استراتژی، مستلزم توجه دائمی به دلایل پنهانی است که باعث می‌شوند کارکنان و فرهنگ‌ها، در برابر تغییرات، از خود مقاومت نشان دهند. حتی زمانی که کارمندان می‌دانند سبک فعلی عملکرد آن‌ها، به نتیجه نمی‌رسد.


تصاویر جدید پیکسل ۳ و پیکسل ۳ ایکس ال، جزئیات طراحی آن‌ها را نشان می‌دهند

۸ تیر ۱۳۹۷
42 بار
بدون نظر


تصاویری از پیکسل ۳ و پیکسل ۳ ایکس‌ال، دو گوشی‌هوشمند پرچمدار اندرویدی از گوگل که در ماه اکتبر سال جاری معرفی می‌شوند.

در سال‌های گذشته، دستگاه‌های نکسوس توانستند به موفقیت‌های قابل توجهی دست پیدا کنند؛ اما فلسفه‌ی معرفی نکسوس، رقابت مستقیم با پرچم‌داران از شرکت‌های دیگر نبود. گوگل در چند سال اخیر تصمیم گرفته است تا رقابت در دنیای گوشی‌های هوشمند را کمی جدی‌تر ادامه دهد؛ بنابراین از سال ۲۰۱۶ شاهد عرضه‌ی پرچم‌دارانی از سوی گوگل با برند پیکسل هستیم. پیکسل در نسل دوم ارتقای خوبی به خود دید؛ اما برای سال جاری گوگل قصد دارد طراحی گوشی‌های هوشمند خود را تغییر دهد و مانند اغلب شرکت‌های تولیدکننده، با هدف حذف حاشیه‌های نمایشگر، بریدگی بلندی را به لبه‌ی بالای آن‌ها اضافه کند.

بر اساس تصویرهای منتشرشده از فایل‌های رندر شده‌ی پیکسل ۳ و پیکسل ۳ ایکس‌ ال، امسال هم گوگل به سراغ استفاده از دو دوربین یا سه دوربین نخواهد رفت، بلکه با اتکا بر قدرت نرم‌افزاری و هوش مصنوعی به رقابت با شرکت‌های دیگر می‌پردازد. به‌نظر می‌رسد که در نسل جدید پیکسل نیز، نسخه‌ی بزرگ‌تر به لطف بریدگی نمایشگر خود، ظاهر مدرن‌تری نسبت به برادر کوچک‌تر خود خواهد داشت. براساس تصاویر منتشرشده، به‌نظر می‌رسد که ظاهر پیکسل ۳ شباهت بسیاری به پیکسل ۲ ایکس‌ال خواهد داشت.

پیکسل ۳ / Google Pixel 3

ظاهرا گوگل قصد دارد تا برای اولین بار تولید گوشی‌های هوشمند پیکسل را به فاکسکان بسپارد که وظیفه‌ی تولید آیفون‌های اپل را نیز برعهده دارد. بد نیست اشاره کنیم که گوگل سال گذشته اقدام به تصاحب بخش تولید گوشی‌های هوشمند اچ‌تی‌سی کرد که توانمندی‌های این کمپانی در زمینه‌ی تولید و طراحی گوشی‌های هوشمند را بیش از پیش افزایش داد.

ویدیو منتشر شده از گوگل پیکسل ۳  ایکس‌ال

ویدیو منتشر شده از گوگل پیکسل ۳

گوگل پیکسل ۳ در ابعاد ۱۴۵.۶ در ۶۸.۲ و ضخامت ۷.۹ میلی‌متر به تصویر کشیده شده که در این ابعاد صفحه‌نمایش ۵.۴ اینچی با نسبت تصویر ۱۸ به ۹ قرار گرفته است. با توجه به سنسورهای قرارگرفته در بالای صفحه‌نمایش به نظر می‌رسد این دستگاه از دو دوربین برای تصاویر سلفی استفاده کند و دارای چراغ LED برای اعلانیه‌ها باشد. 

پیکسل ۳ ایکس ال / Google Pixel 3 XL

گوگل پیکسل ۳ ایکس‌ال دارای ابعاد ۱۵۸ در ۷۶.۷۶ و ضخامت ۷.۹ میلی‌متر است. صفحه‌نمایش این دستگاه ۶.۲ اینچی است و در بالای دستگاه بریدگی بلندی تحت عنوان «Horns» قرار دارد. انتظار داریم هر دو دستگاه از اسنپدراگون ۸۴۵ استفاده کنند و صفحه‌نمایش آن‌ها نیز از نوع OLED باشد. شما چه انتظاری از این دو دستگاه دارید؟


جستجوی اپل برای تامین‌کننده‌ ثانویه پنل‌های OLED سرانجام به پایان رسید

۸ تیر ۱۳۹۷
44 بار
بدون نظر


تلاش اپل برای یافتن تامین‌کننده‌ی دوم پنل‌های اولد سرانجام به پایان رسید و اکنون اهالی کوپرتینو برای تامین نیاز خود تنها به سامسونگ وابسته نیستند.

بنا بر ادعای منابع مطلع، توافق اپل با دومین تامین‌کننده‌ی پنل‌های اولد برای استفاده در آیفون‌های رده‌بالای این شرکت به‌زودی نهایی خواهد شد. این توافق گامی بزرگ در کاهش هزینه‌های ساخت آیفون و وابستگی کوپرتینونشین‌ها به رقیب کره‌ای‌شان، سامسونگ است.

به‌گفته‌ی شخصی که درخواست کرده است تا ناشناس بماند، رقیب هموطن سامسونگ، ال‌جی، در ابتدا بین ۲ تا ۴ میلیون پنل OLED را در اختیار اپل قرار داده و پس از آن به‌تدریج ظرفیت تولید خود را افزایش می‌دهد. این مسئله به اپل کمک می‌کند تا در مذاکرات مربوط به تعیین قیمت پنل‌های اولد با سامسونگ دست بالا را داشته باشد؛ شرکت‌ کره‌ای سامسونگ تنها تامین‌کننده‌ی پنل‌های اولد آیفون ۱۰ بود. هزینه‌ی پنل‌های اولد یکی از مواردی است که باعث شده قیمت آیفون ۱۰ به ۱۰۰۰ دلار برسد و همین برچسب قیمت ‍۱۰۰۰ دلاری موجب شده تا اهالی کوپرتینو نتوانند به رقم فروش دلخواه خود برای این محصول دست پیدا کنند.

LG Display

توافق میان ال‌جی و اپل، نه‌تنها برای اهالی کوپرتینو بلکه برای شرکت کره‌ای نیز بسیار سودمند خواهد بود. کوپرتینونشین‌ها که تلاش می‌کنند تا با کاهش آمار فروش محصولات‌شان مبارزه کند، احتمالا حجم زیادی از پنل‌های اولد را از ال‌جی خریداری خواهند کرد. از طرف دیگر، ال‌جی نیز که با کاهش قیمت پنل‌های ال‌سی‌دی مواجه شده است، به منبع درآمد جدیدی دست پیدا می‌کند. به گفته‌ی جری کانگ، یکی از تحلیل‌گران ارشد موسسه‌ی تحقیقات بازار HIS Markit:

دستیابی به یک تامین‌کننده‌ی ثانویه برای پنل‌های OLED امری حیاتی برای اپل است و به آن‌ها اجازه می‌دهد وابستگی خود به سامسونگ را که اکنون تنها تامین‌کننده‌ی آن‌ها است، کاهش دهند. در عین حال، این مسئله به‌کارگیری گسترده‌ی پنل‌های اولد را امکان‌پذیر می‌کند. تامین [پنل‌های] بیشتر به معنی تولید بیشتر و در نتیجه کاهش قیمت است.

به گفته‌ی برخی منابع، اولین پنل‌های تولید شده توسط ال‌جی در یکی از مدل‌های جدید آیفون به‌‌کار گرفته می‌شود که سال آینده عرضه خواهد شد. ال‌جی می‌خواهد تنها تامین‌کننده‌ی پنل‌های اولد برای این محصول باشد، اما مشخص نیست که می‌تواند به چنین هدفی دست پیدا کند یا خیر. پنل‌های تولید شده توسط ال‌جی باید در دو نوبت مورد تائید قرار بگیرند و اولین مرحله‌ی تائید حوالی ماه جولای خواهد بود.

LG Display

دو شرکت ال‌جی دیسپلی و اپل از اظهارنظر پیرامون این توافق خودداری کردند؛ اما بنابر اظهارات ال‌جی اینوتک (LG Innotek) که یکی از تامین‌کنندگان ال‌جی دیسپلی است، این شرکت توانسته میزان ضرر خود را به رشد ۰.۴ درصدی تبدیل کند. این در حالی است که دو شرکت ال‌جی دیسپلی و سامسونگ در کشور خود با کاهش فروش مواجه هستند.

مقاله‌ی مرتبط:

بر اساس گزارش پیشین بلومبرگ، اهالی کوپرتینو در نظر دارند تا برای سال جاری سه مدل مختلف از آیفون را عرضه کنند و دو مدل از این آیفون‌ها به پنل اولد مجهز خواهند بود. به گفته‌ی یکی از منابع، توافق اپل و ال‌جی بدین معنی نیست که هر سه مدل آینده‌ی آیفون از پنل‌های اولد استفاده خواهند کرد؛ بلکه هدف اپل این است که تنوع تامین‌کنندگان خود را افزایش دهد.

آیفون 10 ایکس / iphone x

مقاله‌ی مرتبط:

ال‌جی دیسپلی تا کنون میلیاردها دلار را صرف توسعه‌ی پنل‌های اولد کرده‌ است؛ چرا که این پنل‌ها در مقایسه با پنل‌های LCD باریک‌تر هستند و رنگ‌های دقیق‌تری تولید می‌کنند” اما در عین حال، تمرکز روی ساخت پنل‌های اولد در اندازه‌های بزرگ، باعث شده است تا ال‌جی در رقابت با سامسونگ برای تامین پنل‌های آیفون عقب بماند. خبری که در ماه فوریه توسط بلومبرگ منتشر شده بود، ادعا می‌کرد که این شرکت مذاکراتی با یک شرکت چینی موسوم به BOE Technology Group نیز انجام داده است تا بتواند از آن‌ها نیز برای تامین پنل‌های اولد آیفون کمک بگیرد.

خبر توافق اهالی کوپرتینو با ال‌جی در حالی به گوش می‌رسد که روز چهارشنبه، سامسونگ و اپل اعلام کردند در نهایت به دعوای هفت‌ساله‌ی خود بر سر برخی پتنت‌ها پایان داده‌اند. این درگیری‌ها در سال ۲۰۱۱ شروع شده بود و کار به جایی رسیده بود که استیو جابز خبر از «جنگ هسته‌ای» با رقیبان اندرویدی داده بود. این درگیری‌ها هزینه‌های صدمیلیون دلاری را به دو شرکت تحمیل کرده بود و باعث شده بود اعتبار این دو شرکت به‌عنوان شرکت‌هایی نوآور با خطر مواجه شود. در عین حال، سامسونگ و اپل از انتشار جزئیات توافق خود خودداری کرده‌اند.


شارژ بی سیم آیفون با کیس ایرپاد به‌زودی امکان‌پذیر می‌شود

۸ تیر ۱۳۹۷
36 بار
بدون نظر


براساس گزارش‌هایی ضد و نقیض آیفون می‌تواند به زودی به‌وسیله‌ی جعبه‌ی شارژ بی‌سیم ایرپاد، کاملا شارژ شود. آیا چنین خبری می‌تواند درست باشد؟

براساس گزارشی از پایگاه خبری Nikkei، نسخه‌ی جدیدی از کیس شارژ ایرپاد، خواهد توانست آیفون را به‌‌صورت بی‌سیم شارژ کند؛ البته باید به این خبر به دیده‌ی شک و تردید نگاه کرد؛ چرا که احتمال نادرست بودن آن بالا است. در نخستین پاراگراف از گزارش Nikkei با عنوان «اپل از قابلیت شارژ بی‌سیم آیفون با ایرپاد» چنین آمده است:

به گزارش یک منبع آگاه، کاربران اپل به‌زودی می‌توانند گوشی آیفون خود را با استفاده از کیس شارژ هدفون‌ بی‌سیم ایرپاد شارژ کنند.

Nikkei‌ در این گزارش مدعی است که کیس شارژ جدید ایرپاد، احتمالا تا پایان سال ۲۰۱۸ در دسترس خواهد بود؛ اما ممکن است زمان اعلام‌شده در آینده تغییر کند. در بخشی دیگر از گزارش Nikkei‌ چنین آمده است:

توسعه‌ی [چنین کیسی]، افزون بر پد شارژ بی‌سیم AirPower اپل است که سال گذشته رونمایی شد و به‌زودی روانه‌ی بازار می‌شود. به نظر می‌رسد که آینده‌ی مد نظر جانی آیو، مدیر ارشد واحد طراحی اپل که در سال ۲۰۱۶ از آن تحت عنوان «آینده‌ی کاملا بدون سیم» یاد کرده بود، قدمی دیگر به واقعیت نزدیک شده است. اپل پیش‌تر اعلام کرده‌ بود که در حال کار روی یک کیس شارژ بی‌سیم برای ایرپاد است که با پد ایرپاور شارژ می‌شود؛ اما جزئیاتی بیشتری درباره‌ی آن مطرح نکرد.

مقاله‌های مرتبط:

جعبه شارژ بی‌سیم ایرپاد، سال گذشته کنار آیفون ۱۰ به نمایش درآمد؛ اما اینکه گزارش Nikkei به همین جعبه اشاره دارد یا خیر، به‌طور کامل مشخص نیست. اپل در آن زمان اعلام کرد که در سال ۲۰۱۸، کنار پد شارژ بی‌سیم خود، لوازم جانبی اختیاری عرضه می‌کند. در مجموع، گزارش Nikkei باعث ایجاد سوالات بسیاری می‌شود. آیا کاربر باید آیفون را در برابر جعبه شارژ ایرپاد نگه دارد یا آن را روی جعبه قرار دهد؟ با توجه به طراحی جعبه ایرپاد، باید گوشی را به دقت روی کیس قرار داد و مکان آن را تنظیم کرد.

Apple AirPower

علاوه بر این، جعبه ایرپاد برای شارژ کردن آیفون‌های اخیر، بسیار کوچک است و احتمالا بسیار کوچک نیز باقی خواهد ماند. باتری جعبه‌ی ایرپاد کنونی دارای ظرفیت ۳۹۸ میلی‌آمپر است که تقریبا ۱۴.۶ درصد از ظرفیت باتری آیفون ۱۰ را پوشش می‌هد. چنین ظرفیت پایینی، استفاده از آن را به موقعیت‌های اضطراری و اجباری محدود می‌کند.

آیا این گزارش حقیقت را وارونه بیان نمی‌کند؟ آیا احتمال می‌رود در آینده امکان انتقال شارژ از آیفون به ایرپاد به‌صورت بی‌سیم فراهم شود؟ یا به احتمال بیشتر، آيا ممکن است Nikkei، ترجمه‌ای اشتباه از سخنان منبع ارائه کرده باشد؟ در واقع، شاید منظور منبع مورد اشاره، سازگاری آخرین گوشی‌های آیفون و جعبه‌های شارژر بی‌سیم ایرپاد با پد ایرپاور بوده باشد.

آنچه با اطمینان می‌دانیم این است که اپل پد شارژر بی‌سیم ایرپاور و جعبه‌ی شارژر بی‌سیم ایرپاد را در سال ۲۰۱۸ عرضه خواهد کرد. به گزارش مارک گورمن که منبعی قابل اعتماد است، اپل قصد دارد ماه سپتامبر از ایرپاور رونمایی کند؛ بنابراین به احتمال زیاد، این محصول در کنار آیفون‌های بعدی رونمایی خواهد شد.


فورد موستانگ مک ۴۰؛ با پیشرانه فورد GT معرفی شد

۸ تیر ۱۳۹۷
49 بار
بدون نظر


تیم Eckert’s Rod & Custom با ترکیب فورد موستانگ مک وان مدل ۱۹۶۹ و اضافه کردن پیشرانه مدرن از سوپراسپرت فورد GT، خودروی جدیدی با نام فورد موستانگ مک ۴۰ تولید کرده‌اند.

با در نظر گرفتن ویژگی‌های خودروی عضلانی فورد موستانگ مک وان (Mach 1) مدل ۱۹۶۹ و اضافه کردن نشانه‌های طراحی از خودروی سوپراسپرت فورد جی‌تی (Ford GT) مدل ۲۰۰۵-۲۰۰۶، به نظر می‌رسد که ایده تولید خودروی فورد مک ۴۰ با الهام این دو محصول خیلی جذاب نباشد. هر دوی این خودروها به طور جداگانه بسیار عالی هستند، اما ترکیبی از خودروی عضلانی کلاسیک و خودروی سوپراسپرت مدرن تنها عجیب و نه جذاب به نظر می‌رسد. با این حال تیم Eckert’s Rod & Custom به مدت سه سال و با صرف حدود ۱۱۰۰۰ نفر-ساعت، این ترکیب عجیب و غریب را به واقعیت تبدیل کرد. نتیجه این طراحی خودرویی به نام فورد مک ۴۰ است که چیزی بین خودروی سوپراسپرت و عضلانی قرار می‌گیرد.

Ford Mustang Mach 40 / فورد موستانگ مک 40

این تیم از لاشه‌های خودروی عضلانی فورد موستانگ مک وان مدل ۱۹۶۹ استفاده کرد که اساسا چیزی بیش‌تر از یک آهن‌پاره نبود. سازندگان از یک شاسی‌ جدید و پیشرفته برای ایجاد فضایی بزرگ در پشت سر راننده جهت قرار دادن پیشرانه ۵.۴ لیتری خورجینی هشت سیلندر به جا مانده از یک خودروی فورد GT تصادفی بهره بردند. فورد موستانگ مک ۴۰ برای تبدیل شدن به خودرویی با عملکرد عالی، نیاز به تغییرات گسترده‌ای داشت؛ از جمله این تغییرات می‌توان به ساخت بال عقب و ایجاد سیستم تعلیق جدید با توجه به قرارگیری پیشرانه در وسط خودرو اشاره کرد. علاوه بر این، کار پیچیده‌ای برای اطمینان از خنک‌کاری پیشرانه لازم بود تا نگرانی از این بابت وجود نداشته باشد.

Ford Mustang Mach 1/ فورد موستانگ مک وان

مقاله‌های مرتبط:

فورد موستانگ مک ۴۰ همچنین زمان زیادی را برای جایگزینی سوپرشارژر ۲.۴ لیتری با یک واحد ۴.۰ لیتری وایپل (Whipple) صرف کرد. ارقام دینامومتر در پایان ویدئو نشان می‌دهد که خودروی تولیدی فورد مک ۴۰ قادر است ۶۶۰ اسب بخار قدرت و ۷۸۶ نیوتن‌متر گشتاور در چرخ‌ها ایجاد کند. چنین ارقامی بسیار بیش‌‌تر از قدرت ۵۵۰ اسب بخار و گشتاور ۶۷۸ نیوتن‌متری پیشرانه خودروی سوپراسپرت فورد GT است. سازندگان همچنین قابلیتی به کابین خودروی فورد موستانگ مک ۴۰ اضافه کرده‌اند که با فشار دادن آن و اعمال تغییراتی در واحد کنترل الکترونیکی (ECU)، می‌توان توان خروجی را به ۸۵۰ اسب بخار افزایش داد.

کابین خودروی جدید بسیار مدرن و به‌روز است. راننده خودرو پشت یک فرمان مقعر قرار می‌گیرد و در جلوی او چهار نشانگر مدرج دایره‌ای وجود دارد. البته سیستم اطلاعاتی و سرگرمی مدرن در خودروی فورد موستانگ مک ۴۰ وجود ندارد و رادیو نیز پنهان شده است. ترکیبی از چرم قرمز و سیاه، فضای داخلی برای تزئین استفاده شده است، در حالی که پنل شیشه‌ای فضای کابین را از محفظه پیشرانه در عقب جدا می‌کند؛ البته این پنل شیشه‌ای نمی‌تواند از ورود صدای پیشرانه به داخل اتاق جلوگیری کند، چون فاصله کمی بین سر راننده و محفظه پیشرانه وجود دارد.

 

دانلود


چرا قهوه برای قلب مفید است

۷ تیر ۱۳۹۷
44 بار
بدون نظر


پژوهشگران می‌گویند علت سودمند بودن قهوه برای قلب را کشف کرده‌اند.

قهوه که مدتی در لیست نوشیدنی‌های مضر قرار گرفته بود، در سال‌های اخیر به لیست نوشیدنی‌های متوسط انتقال یافت؛ زیرا به نظر می‌رسید که دارای مزیت‌های سلامتی در ارتباط با مغز، سوخت وساز، قلب و نیز خواص ضد سرطانی باشد. در پژوهش جدیدی معلوم شده‌است که قهوه می‌تواند مفید باشد؛ یکی از علت‌ها این است که قهوه موجب آغاز سلسله‌ای از واکنش‌ها در سلول‌های قلبی می‌شود؛ فرایندی که از مرکز انرژی سلول یعنی میتوکندری آغاز می‌شود و با حفاظت از قلب‌های سالم و بیمار خاتمه می‌یابد. نتیجه‌ی این مطالعه در ژورنال PLOS Biology منتشر شده‌است.

پژوهشگران در این مطالعه پروتئینی را که p27 نامیده می‌شود و تاثیر آن روی چرخه‌ی سلولی تایید شده است، مورد بررسی قرار دادند. آنها دریافتند که قهوه در موش موجب آغاز حرکت p27 به میتوکندری سلول‌های قلب و به‌ویژه موجب مهاجرت سلول‌های اندوتلیال قلب که رگ‌های خونی را می‌پوشانند، می‌شود. نحوه‌ی مهاجرت سلول‌های اندوتلیال، به میزان زیادی متکی به حضور p27 است و این فرایند توسط قهوه تقویت می‌شود.

پروتئین p27، دارای مزایای دیگر قلبی عروقی نیز است: در موش‌هایی که دچار حمله قلبی شده بودند، این پروتئین از مرگ سلول‌های ماهیچه‌ای قلب جلوگیری کرد. این پروتئین موجب تمایز سلول‌هایی به نام فیبروبلاست به سلول‌هایی که حاوی فیبر انقباضی هستند و برای عملکرد درست قلب ضروری هستند، شد.

مقاله‌های مرتبط:

جودیث هندلر نویسنده‌ی مطالعه می‌گوید:

نتایج ما نشان‌دهنده‌ی شیوه‌ی جدیدی از عمل کافئین است، چیزی که موجب حفاظت و ترمیم ماهیچه قلب از طریق عمل پروتئین p27 میتوکندری می‌شود.

مقدار بهینه‌ی توصیه‌شده چهار فنجان قهوه در روز است که در دیگر مطالعات نیز همین مقدار پیشنهاد شده بود. وقتی به موش‌های پیر قهوه داده شد، عملکرد سیستم قلبی عروقی آن‌ها مانند موش های جوان‌تر بود. مصرف کافئین همچنین سلامت قلبی موش‌های چاق و دیابتی را بهبود بخشید. پژوهشگران می‌گویند علت احتمالی مفید بودن مصرف کافئین پس از حمله قلبی همین پروتئین است. همچنین دلیل حفاظت‌کنندگی کافئین در افرادی که در خطر بالای ابتلا به بیماری‌های قلبی قرار دارند، نیز p27 می‌تواند، باشد.

هندلر گفت:

این یافته‌ها باید منجر به ارائه‌ی استراتژی‌های بهتر برای حفاظت از ماهیچه قلب در برابر آسیب شود؛ مثلا توصیه‌ی مصرف کافئین در افراد سالمند. علاوه بر این، تقویت p27 میتوکندریایی می‌تواند به‌عنوان یک استراتژی درمانی ممکن نه فقط در مورد بیماری‌های قلبی عروقی بلکه در بهبود طول عمر همراه با سلامت باشد.

همانطور که قبلا اشاره شد، در مطالعات زیادی تاثیر مثبت قهوه روی سلامت مورد تایید قرار گرفته است. سال گذشته در پژوهشی نشان داده شد که هر فنجان اضافه‌ی قهوه که فرد در روز می‌نوشد، با کاهش خطر حمله قلبی و سکته همراه است. در مطالعه‌ای نیز که چند سال قبل تر انجام شده بود، عنوان شده بود که نوشیدن ۶ فنجان قهوه در روز، دارای مزایایی شامل کاهش مرگ‌ومیر ناشی از عوامل مختلف از جمله حمله قلبی است.

هندلر که به‌گفته‌ی خودش ۶ فنجان قهوه در روز مصرف می‌کند، به این نکته اشاره کرد که این مطالعه بدان معنا نیست که افراد می‌توانند قهوه بخورند و بقیه اصول سلامت را رها کنند. فقط کسانی که از نوشیدن قهوه لذت می‌برند، می‌توانند بدون احساس عذاب نوشیدنی مورد علاقه‌ی خود را مصرف کنند.


بازسازی دوج چارجر تنتروم مدل ۱۹۷۰ با پیشرانه ۱۶۵۰ اسب بخار

۷ تیر ۱۳۹۷
44 بار
بدون نظر


دوج چارجر کلاسیک مدل ۱۹۷۰ با تیونینگ اسپیدکور و بهره‌گیری از پیشرانه ۱۶۵۰ اسب بخاری مرکوری مارین متعلق به یک قایق مسابقه‌ای، حراج شد.

خودروی عضلانی دوج چارجر (dodge Charger) مدل ۱۹۷۰ یکی از بزرگ‌ترین خودروهای کلاس موپار در عصر خودروهای عضلانی است که به دلیل بهره‌گیری از پیشرانه‌های قدرتمند متنوع مانند نسخه ۷.۲ لیتری خورجینی هشت سیلندر و نسخه ۷.۰ لیتری همی (Hemi) معروف بود. در ظاهر، قدرت بیش‌تری برای این خودروی کلاسیک قدرتمند لازم نیست، اما شرکت تیونینگ اسپیدکور (Speedkore) برای عرضه نسخه تنتروم (Tantrum) این‌طور فکر نمی‌کند. دوج چارجر تنتروم از پیشرانه ۹.۵ لیتری خورجینی هشت سیلندر مجهز به دو توربوشارژر با ۱۶۵۰ اسب بخار قدرت بهره می‌برد. این پیشرانه فوق‌العاده از یک قایق مسابقه‌ای برداشته شد و ساخت شرکت مرکوری مارین (Mercury Marine) است. این خودروی خاص در حال حاضر در چتزورث (Chatsworth) کالیفرنیا برای فروش گذاشته شده، اما قیمت آن فقط در صورت ارائه درخواست برای خرید در دسترس مشتریان واقعی قرار می‌گیرد.

Dodge Charger Tantrum / خودروی عضلانی دوج چارجر تنتروم

اسپیدکور در سال ۲۰۱۵ خودروی عضلانی دوج چارجر تنتروم (به معنای خشم) را ساخته است. علاوه بر استفاده از هنر تیونینگ خودرو در بهبود پیشرانه، اسپیدکور از شاسی سفارشی همراه با قفس غلت‌گیر یکپارچه برای دوج چارجر استفاده می‌کند. این تیونر آمریکایی همچنین از قطعات فیبر کربن برای اکثر قطعات بیرونی، از جمله کاپوت، گلگیرها، سپر و پنل‌های در خودرو بهره گرفته است. در جلوی خودرو، جلوپنجره مشبک به صورت یک بلوک ۱۸۲ سانتی‌متری آلومینیومی ساخته شد که تیم ساخت این طرح پیچیده را عملی کرد. علیرغم اصلاحات جامع، نتیجه هنوز هم مانند خودروی کلاسیک دوج بود.

Dodge Charger Tantrum / خودروی عضلانی دوج چارجر تنتروم

برای مدیریت توان خروجی بالا، اسپیدکور از جعبه دنده دستی ۶ سرعته ساخت تریمک (Tremec) برای ارسال قدرت به چرخ‌های عقب استفاده می‌کند. سیستم تعلیق عقب سفارشی چهار میله‌ای نیز هنگام چرخش در پیچ‌ها به کنترل پایداری خودروی دوج چارجر تنتروم اسپیدکور کمک می‌کند. این شرکت تیونینگ خودرو از ترمزهای دیسکی ۳۵ سانتی‌متری برای اطمینان از توقف کامل خودروی عضلانی بهره می‌گیرد.

Dodge Charger Tantrum / خودروی عضلانی دوج چارجر تنتروم

مقاله‌های مرتبط:

خودروی عضلانی دوج چارجر تنتروم اسپیدکور در نمایشگاه ۲۰۱۵ SEMA به نمایش گذاشته شد و توانست جایزه گرن توریزمو (Gran Turismo) و بهترین خودروی خانگی را از آن خود کند. علاقه‌مندان به سری فیلم‌های سریع و خشن، نمایش جذاب این خودروی عضلانی قدرتمند را در فیلم سینمایی سرنوشت خشمگین به یاد دارند.

هیچ خودرویی به اندازه یک مدل دوج چارجر با ۱۶۵۰ اسب بخار قدرت در زیر کاپوت، خشن و هولناک به نظر نمی‌رسد. احتمالا مالک جدید این خودروی عضلانی از آن برای رقابت با سایر محصولات قدرتمند در مسابقات خیابانی استفاده کند. دوج چارجر تنتروم اسپیدکور مدل ۱۹۷۰ که به عنوان خودروی دست دوم و با کارکرد تنها ۶۶ کیلومتر برای فروش گذاشته شده است، احتمالا به زودی با پیدا کردن مشتری علاقه‌مند، به خانه جدید خود می‌رود.